
علی عطشانی کارگردان سینما با بیان این مطلب اظهار داشت: مهدی مقدم خواننده پاپ ایرانی، در فیلم «آقای الف» بازی کرده و ترانه پایانی این فیلم را می خواند.
وی تصریح کرد: این فیلم که به تازگی پروانه 35 گرفته، شنبه 21 مرداد ماه در منطقه قیطریه کلید می خورد و در آن بازیگرانی چون پوریا پورسرخ، لیلا اوتادی، مهران رجبی، حسام شجاعی، شاهین نجومی و ... بازی می کنند.
وی در رابطه با حضور کریم باقری در این فیلم، ابراز داشت: حضور این بازیکن فوتبال در آقای الف منتفی شده است. قرار است، اولین نمایش این فیلم در سی و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر باشد.پیش از این قرار بود هنرمندان چون آنا نعمتی، فرزاد حسنی، حمید رضا پگاه در این فیلم حضور داشته باشند.


برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی

ملت ایران: عصری با اعلام این خبر در گفتگو با خبرنگار موسیقی ایرانیان درباره جزئیات این اثر گفت: «آلبوم «مازیار» 10 قطعه با نام های «بی تابم»، «حالا میبینی» (سایه)، «آتیش بازی»، «فقط بزار ببینمت»، «بی تو نمی تونم»، «تورو نمی خوام» (دل شکسته)، «یواشکی»، «هیچ کس» و «فقط بزار ببینمت» دارد و به زودی راهی بازار خواهد شد.»
وی در ادامه افزود: «کار آهنگسازی آلبوم برعهده بنیامین بهادری، محمد نصرتی، محسن زیرک و علی پهلوان بوده و تنظیم قطعات هم توسط محمد نصرتی، محسن زیرک، پیام شمس و میلاد ترابی انجام گردیده، همچنین ترانه های آلبوم نیز به وسیله بنده، فرید احمدی، سهیلا اسدی و علی پهلوان سروده شده است.»
لازم به ذکر است که قبل از این در سالهای دور، دو آلبوم «اگه بارون بزنه» و «نازنین» از مازیار عصری در بازار موسیقی کشور منتشر شده بود.
در ادامه می توانید دو قطعه از این آلبوم به نام های «بی تابم» و «تورو نمی خوام» را با اجازه صاحب اثر به عنوان پیش نمایشی از آلبوم، اختصاصی از موسیقی ایرانیان دانلود نمایید.
برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی

به گزارش افکارنیوز، محمدرضا شجریان بامداد امروز پنجشنبه ۶مهرماه۹۱ به زادگاهش برگشت.
وی در فرودگاه امام خمینی مورد استقبال برخی نزدیکان و طرفدارنش قرار گرفت.
شجریان در بدو ورود در فرودگاه در سخنانی کوتاه به خبرنگار شبکه ایران گفت:خیلی خوشحالم که به زادگاهم برگشته ام. وی افزود: وطنم عشق من است.
شجریان ادامه داد: ایران زندگی من است و مردمان کشورم همه امید من هستند.
وی درباره برنامه های آینده خود اظهار داشت: فعلا برنامه خاصی ندارم.
وی درباره حضور خود در کنسرت همایون پسرش گفت: حتما در کنسرت پسرم شرکت خواهم کرد.
در مراسم استقبال از شجریان علاوه بر حضور خانواده این هنرمند استاد محمدرضا درویشی آهنگساز،حمید رضا نوربخش مدیرعامل خانه موسیقی و وحید تاج خواننده نیز حضور داشتند.
منبع: افکار
برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی

به گزارش نامه، «تو محکومی به برگشتن» آلبوم جدید از «خشایار اعتمادی» روانه بازار موسیقی شد.علیرضا افکاری و فرزاد فتاحی آهنگسازی این آلبوم را برعهده دارند و روزبه بمانی، بابک صحرایی و داوود رحمت الهی ترانه سرایی آن را انجام داده اند.
«منو انقدر عاشق کن»، «تو محکومی به برگشتن»، «نمی دونی و می دونم»، «هدف»، «تقدیر»، «نامه»، «تو هم رفتی»، «فقط از من بخواه» و «چرا انقدر زیبایی» آهنگ های جدیدترین آلبوم خشایار اعتمادی است.
منبع: نامه نیوز
برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی
انسان هاي بزرگ در باره عقاید سخن مي گويند
انسان هاي متوسط در باره وقایع سخن مي گويند
انسان هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند
انسان هاي بزرگ درد ديگران را دارند
انسان هاي متوسط درد خودشان را دارند
انسان هاي كوچك بي دردند
انسان هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند
انسان هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند
انسان هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند
انسان هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند
انسان هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند
انسان هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند
انسان هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند
انسان هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد
انسان هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند
انسان هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
انسان هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند
انسان هاي كوچك مسئله ندارند
انسان هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند
انسان هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند
انسان هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند
باز نشر :
انسان هاي بزرگ در باره عقاید سخن مي گويند
انسان هاي متوسط در باره وقایع سخن مي گويند
انسان هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند
انسان هاي بزرگ درد ديگران را دارند
انسان هاي متوسط درد خودشان را دارند
انسان هاي كوچك بي دردند
انسان هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند
انسان هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند
انسان هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند
انسان هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند
انسان هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند
انسان هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند
انسان هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند
انسان هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد
انسان هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند
انسان هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
انسان هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند
انسان هاي كوچك مسئله ندارند
انسان هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند
انسان هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند
انسان هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند
باز نشر : سایت تفریحی و سرگرمی Bee.ir


برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی
آرامم !
هم جنسِ نگاهت ٬
هم رنگِ دستهایت !
گاه سرخ و گاه گاهی سبز ...
مهم نیست که شانه هایت پوشالی ست و آغوشت خیال ...
دستهایت اینجاست !
نگاهت ٬ صدایت ، خنده ات !
دیگر چه میخواهم ؟
هیچ !!
دستهایت را در دستهایم جا گذاشته ای !
نگاهت را در نگاهم
و خیالت را در خیالم ...
و من ٬ آرامم
-----------------------------------------------------------
کاش حداقل جوانمردی میکردی;
و "مهربانی ام" را بهانه ی رفتنت نمیکردی!
تا من مجبور نشوم هر روز "سنگ" را نشان دلم بدهم
و بگویم اگر مثل این بودی...
او"نمیرفت"!!!
-----------------------------------------------------------
غروب ها به یاد دوران کودکی دلتنگ شوم
به یاد آن روزهای شیرین هم آهنگ شوم
تمام دلبستگی ها نقش بند بر روح و روانم
خط به خط خاطرات بچگی را از نو بازخوانم
آی بچگی کجایی این روزها دل هوس تورا کرده
کاش می شدبروم به روزهایی که باز نمی گرده
برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی

چندی پیش روزنامه گاردین به تحلیل و بررسی شروع هفت داستان مشهور دنیا پرداخته بود. در این گزارش برخی شروع ها، مربوط بود به بهترین رمان ها و برخی به بهترین داستان ها. یکی دو کتاب نامبرده نیز کتاب هایی بودند که در ایران ترجمه نشده اند.
بنابراین یکی دوتایی را که در ایران منتشر نشده، از گزارش گاردین خط می زنیم و یکی دوتایی خودمان اضافه می کنیم! با این مقدمه، بهترین شروع های هفت رمان بزرگ دنیا که در ایران ترجمه شده، از این قرارند:
1) خیر! به شما بگویم که اگر اینجا جلوی من تایید نکنید که جنگ در پیش است و همچنان در پی آن باشید که رسوایی های این دجال را لاپوشانی کنید، دیگر نه من، نه شما!
این شروع رمان حجیم «جنگ و صلح» است که نیازی به معرفی ندارد و نویسنده اش «تولستوی» نیز ایضا...
2) به من بگویید اسماعیل. سال ها پیش، از آنجایی که آهی در بساط نبود و دلخوشی خاصی هم روی زمین نداشتم، فکر کردم بهتر است سوار کشتی بشوم و بروم آن قسمت جهان را که آب گرفته تماشا کنم.
این شروع خیره کننده، متعلق است به رمان «موبی دیک» اثر «هرمان ملویل». جالب است بدانید »ملویل» سه کتاب بیشتر ننوشت که هیچ کدام به پای «موبی دیک» نرسید. خودش هم این نکته را فهمید و بعدها دست از نوشتن کشید و تا پایان عمر چیزی ننوشت!
3) تو از من چیزی نمی دانی، مگر اینکه کتابی به نام «ماجراهای تام سایر» را خوانده باشی اما این مهم نیست. آن کتاب به دست آقای مارک تواین نوشته شده و او اغلب حقیقت را می گوید.
«مارک تواین» نویسنده «هاکلبری فین»، در ابتدای این رمان هم اسم کتاب قبلی اش را می آورد و هم نام خودش را! دقت داشته باشید در روزگار نوشتن «هاکلبری فین»، این نوع ارجاع ها اصلا مد روز نبوده است و حتی فوق العاده تعجب برانگیز به حساب می آمده. این شروع، بعدها در ادبیات آمریکا و جهان ماندگار شد و همچنان یکی از مثال های روز داستانی است. در تاثیر «هاکلبری فین» همین بس که اگر نوشته نمی شد، «ناتور دشت»ی هم در کار نبود.
4) این یک حقیقت است که در جهان به اثبات رسیده؛ اینکه مردی با رفاه مالی مناسب، باید به دنبال یک همسر باشد.
خب! فارغ از اینکه چقدر این جمله را قبول داشته باشیم و با واقعیت های امروز متناسب باشد، این یکی از معروف ترین آغازهای داستانی جهان است. شروع رمانِ «غرور و تعصب» نوشته نویسنده شهیر انگلیسی، جِین آستین. او «غرور و تعصب» را در اوایل قرن نوزدهم نوشت و بعید است روزنامه و رسانه ای باشد که فهرستی از شاهکارهای دنیای ادبیات داستانی را منتشر کرده باشد و نامی از «غرور و تعصب» نبرده باشد. ضمن اینکه با اقتباس از «غرور و تعصب» تاکنون چندین فیلم سینمایی نیز تهیه و کارگردانی شده است.
5) یک روز صبح، گرگورزامزا از خوابی آشفته بیدار شد و فهمید که در تختخوابش به حشره ای عظیم تبدیل شده است.
شروع «مسخِ» کافکا، مثل تمام آثارش وحشتناک است. این وحشت، از دنیایی حاصل می شود که «کافکا» خودش هم از آن می ترسید. یعنی هیچ بعید نیست حینِ نوشتن داستان هایش، خودش هم از ترس عرق ریخته باشد و در گلو احساس خفگی کرده باشد. این جمله را مترجم انگلیسی آثار «کافکا» گفته بود.
6) اسکوئر ترلانی، دکتر لیوزی و بقیه این آقایان از من خواسته اند تمام جزئیات سفرمان به جزیره گنج را بنویسم؛ از اول تا آخر. خواسته اند هیچ چیز را از قلم نیندازم، به جز گنج های جزیره، چون هنوز هم در آن جزیره، گنج ها پنهان باقی مانده اند.
می دانم که اکثرتان «جزیره گنج» را نخوانده اید اما قطعا اقتباس های سینمایی آن را دیده اید. بنابراین می دانید از چه موضوعی صحبت می کنم؛ از «جزیره گنج» اثر «رابرت لوییس استیونسون». شروع رمان به گونه ای است که انگار همه چیز را لود می دهد، اما با وجود این افشاگری آشکار، باز هم دوست دارید پیش بروید و بیشتر بدانید.
7) قهرمان اصلی در این قسمت یک زن آلمانی 48 ساله است. قد او یک متر و 71 سانتی متر و وزنش حدود 68 کیلو و 800 گرم است. رنگ چشمانش هم چیزی بین آبی تند و سیاه.
جمله های بالا بیشتر شبیه پاسخ هایی است که در پرسشنامه اداره گذرنامه پر می کنید؛ دقیقا چیزی شبیه به شروع رمان «سیمای زنی در میان جمع» اثر «هاینریش بل» ...


برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی
سازنده ترین کلمه" گذشت" است... آن را تمرین کن
پر معنی ترین کلمه" ما" است...آن را بکار ببند.
عمیق ترین کلمه "عشق" است... به آن ارج بنه.
بی رحم ترین کلمه" تنفر" است...از بین ببرش.
سرکش ترین کلمه" هوس" است...بآ آن بازی نکن.
خود خواهانه ترین کلمه" من" است...از ان حذر کن.
ناپایدارترین کلمه "خشم" است...ان را فرو ببر.
بازدارترین کلمه "ترس"است...با آن مقابله کن.
با نشاط ترین کلمه "کار"است... به آن بپرداز.
پوچ ترین کلمه "طمع"است... آن را بکش.
سازنده ترین کلمه "صبر"است... برای داشتنش دعا کن.
روشن ترین کلمه "امید" است... به آن امیدوار باش.
ضعیف ترین کلمه "حسرت"است... آن را نخور.
تواناترین کلمه "دانش"است... آن را فراگیر.
محکم ترین کلمه "پشتکار"است...آن را داشته باش.
سمی ترین کلمه "غرور"است... بشکنش.
سست ترین کلمه "شانس"است... به امید آن نباش.
شایع ترین کلمه "شهرت"است... دنبالش نرو.
لطیف ترین کلمه "لبخند"است...آن را حفظ کن.
حسرت انگیز ترین کلمه "حسادت"است... از آن فاصله بگیر.
ضروری ترین کلمه "تفاهم"است... آن را ایجاد کن.
سالم ترین کلمه "سلامتی"است... به آن اهمیت بده.
اصلی ترین کلمه "اطمینان"است... به آن اعتماد کن.
بی احساس ترین کلمه "بی تفاوتی"است... مراقب آن باش.
دوستانه ترین کلمه "رفاقت"است... از آن سوءاستفاده نکن.
زیباترین کلمه "راستی"است... با ان روراست باش.
زشت ترین کلمه "دورویی"است... یک رنگ باش.
ویرانگرترین کلمه "تمسخر"است... دوست داری با تو چنین کنند؟
موقرترین کلمه "احترام"است... برایش ارزش قایل شو.
آرام ترین کلمه "آرامش"است... به آن برس.
عاقلانه ترین کلمه "احتیاط"است... حواست را جمع کن.
دست و پاگیرترین کلمه "محدودیت"است... اجازه نده مانع پیشرفتت بشود.
سخت ترین کلمه "غیرممکن"است... وجود ندارد.
مخرب ترین کلمه "شتابزدگی"است...مواظب پلهای پشت سرت باش.
تاریک ترین کلمه "نادانی"است...آن را با نور علم روشن کن.
کشنده ترین کلمه "اضطراب"است...آن را نادیده بگیر.
صبورترین کلمه "انتظار"است... منتظرش باش.
بی ارزش ترین کلمه "انتقام"است... بگذاروبگذر.
ارزشمندترین کلمه "بخشش"است... سعی خود را بکن.
قشنگ ترین کلمه "خوشروئی"آست... راز زیبائی در آن نهفته است.
تمیزترین کلمه "پاکیزگی"است... اصلا سخت نیست.
رساترین کلمه "وفاداری"است... سر عهدت بمان.
تنهاترین کلمه "گوشه گیری"است...بدان که همیشه جمع بهتر از فرد بوده.
محرک ترین کلمه "هدفمندی"است... زندگی بدون هدف روی آب است.
.... و هدفمندترین کلمه "موفقیت"است... پس پیش به سوی آن.


برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی

برای بعضی از دردها نه میتوان گریه کرد...
نه میتوان فریاد زد...
برای بعضی از دردها
فقط میتوان نگاه کرد و بی صدا شکست...!
تنها نشسته ام...اما تنها نیستم؛یادت امان تنهایی نمیدهد!
-------------------------------------------------------
هــر چقدر هَم بگــويي: مَردها فِلان- زَن ها فِلان
هــر چقدر هَم بگــويي: تَنـــهايي خوب اَست - دُنيــا زشـت اَســت
آخرش روزي
قـــلــبـَــت
براي كــسي تندتر مي زند
----------------------------------------------------------
سخت است ؛
خیلی سخت ....
وقتی بدانی او کجای زندگی توست !
ولی ....
ندانی تو کجای زندگی او هستی ... !!!
باز نشر :
برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی

وقتی کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد، چه باید بکنید؟ با اینکه ممکن است اولین واکنشتان به اصطلاح آویزان شدن و سعی در برقراری ارتباط باشد، اما بهترین راهکار این است که واقعیت را بپذیرید و سعی کنید آن فرد را فراموش کنید.
"اگر ندیده بودمت، دوستت نمی داشتم. اگر دوستت نداشتم، عاشقت نمی شدم. اگر عاشقت نشده بودم، دلم برایت تنگ نمی شد. اما همه این کارها را کردم، می کنم و خواهم کرد."
درد دوست داشتن کسی که هیچ علاقه ای در قلبش به شما احساس نمی کند، نابودتان می کند. شما هم کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد؟ پس احتمالاً با احساسات نومیدانه مربوط به آن آشنا هستید. وقتی فکر کنید که آن فرد دقیقاً همانی است که می خواهید، این احساسات قوی تر هم می شوند. بیشتر آدم ها با امید اینکه روزی بتوانند آن فرد را به دست بیاورند روزگار می گذرانند اما این امیدها هیچ وقت به واقعیت بدل نمی شوند و آنها را با چشمانی گریان و دلی پردرد بر جای می گذارند. عشق نافرجام را همه ما احتمالاً تجربه کرده ایم. منتظر وصال یک عشق شدن ممکن است شکستن قلبتان را به دنبال داشته باشد. با اینکه به نظر دشوار می آید اما فراموش کردن و ادامه زندگی بهترین کاری است که می توانید انجام دهید.
وقتی کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد، چه باید بکنید؟
واقعیت را بپذیرید: وقتی عاشق کسی هستیم احساس می کنیم که آن فرد تنها کسی است که می تواند ما را شاد و خوشبخت کند. چیزی که نمی توانیم درک کنیم این است که هیچوقت نمی توانیم با کسی که دوستمان ندارد خوشبخت شویم. پس بااینکه ممکن است احساس کنید می توانید برای همه عمر به آن فرد متعهد باشید، اما فرد مقابل این احساس را به شما ندارد. پس به جای سعی و تلاش برای برقراری ارتباط با آن فرد سعی کنید این واقعیت را بپذیرید که این عشق دوطرفه نیست و آن را فراموش کنید. دیگر وقت و فکر و انرژی بیشتری را صرف آن فرد نکنید. پذیرش این واقعیات باعث می شود بتوانید تمرکزتان را تغییر داده و اولین قدم برای فراموش کردن آن فرد را بردارید.
فراموش کنید: برهم خوردن یک رابطه عاطفی سخت ترین قسمت است. تا می توانید گریه کنید، بعد همه عکس ها و یادگاری هایی که او و زمانهای خوشی که با او داشتید را به یادتان می آورد، بیرون بریزید و از چیزها و جاهایی که شما را به یاد او می اندازد دوری کنید. درعوض رو به کارهایی بیاورید که مشغولتان می کنند، مثل گذراندن وقت با دوستانتان، انجام کارهایی که دوست دارید و از آن لذت می برید. این کار باعث می شود دیگر در مورد آن فرد خیالپردازی نکنید و به جنبه های دیگر زندگی هم نگاه کنید.
عاشق شوید: اگر کسی دوستتان ندارد ولی باز هم با شما مانده است مطمئناً خیلی از خودش مایه نمی گذارد. به جای آویزان شدن برای با او بودن، دست از عذاب دادن خودتان بردارید، دست از او کشیده و به زندگی خودتان برسید. به خودتان توجه کنید و به چیزهای غیرلازم نپردازید. با گذشت زمان یاد می گیرید که فراموش کنید و دوباره عاشق شوید.
عشق واقعی زمانی است که دو طرف بتوانند از نظر احساسی و ذهنی همه احساساتشان را با هم شریک باشند. این یک عشق سالم، متوازن و درست است. پس اگر به کسی ابراز عشق کرده اید و به نظر می رسد که او این احساس را به شما ندارد، دیگر عشق با ارزشتان را صرف او نکنید. با اینکه کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد، اما یادتان باشد که این پایان دنیا نیست. با گذشت زمان با کسی آشنا می شوید که می تواند شاد و خوشبختتان کند و به همان اندازه دوستتان خواهد داشت.
باز نشر : سایت تفریحی و سرگرمی Bee.ir
برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی
”سرآغاز نامه عاشقانه ، با نام تو مینویسم صادقانه..ای هم نفس من…هم قفس من…
از عشق مینویسم ،از محبتهایت ، تا پای جان مینشینم چشم به راهت،ای همه بهانه.
مینویسم یک کلام ، عاشقانه : دوستت دارم…
یک نفس در این نامه ، بی بهانه فریاد میزنم که تا آخرین نفس همنفس تو هستم..
می نویسم تا شاید اندکی بکاهد از اندوه بی پایان قلبم را..
مینویسم این نامه عاشقانه را که بگویم همیشه به یاد ت هستم ، ای نازنین!
با قلمی از جنس محبت ، با احساسی به قشنگی عشق ، با یک دنیا حرفهای عاشقانه از قلب مهربان تو مینویسم بی بهانه ، که بی نهایت تا قیامت دوستت دارم…
اینک که از تو مینویسم ، برای تو مینویسم ،به یاد تو مینویسم… نامه از قطره های اشکم خیس خیس شده ، جای قطره های اشکم مانده و چشمهایم بهانه گیر شده ….بهانه چشمهایت را دارد..
دلتنگت هستم عزیزم ، دلتنگی را از جملاتی که برایت در نامه نوشته ام میتوان حس کرد…نامه ام پر از بهانه است…. ای تنها بهانه برای بودنم….
سراسر نامه حس کن درد دل مرا…چقدر تنهایم…بی چشمهایت تنهایم…
بهانه دستهایت را دارد این دستهایم…
ای بهونه من ….
مواظب دلت باش ای بهترینم …
دلتنگی بد دردیست!”"”


برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی
کمبود خواب
با یک روز مرخصی حل می شود.
کمبود وقت
با مدیریت زمــان.
سایر کمبود ها نیـــز علاجی دارند
…
با کمبود دست هایت چه کنــم ؟!!!
+_+_+_+_+
نیمه ی پر لیوان عشقمان رو ببین:
من…
تو…
چای شیرین…
تو هم میزنی
من حل میشوم!!
عشق میماند و لیوان و تو
همین….
+_+_+_+_+
نامه ای خواهد رسید از ناکجا آباد اما برای تو،
فقط برای تو،
شاید قصه ای باشد از امید بی کران،تنها ایمان بیاور به وجود پستچی مهربان آسمان!!!
+_+_+_+_+
باید ببینمت !
چرا که روی نوار قلبی ام
پیوسته نام تو بود
و پزشک نیز بر آخرین نسخه ام . . .
تو را تجویز کرده است ! ! !
بیا ، تا دیر نشده .
+_+_+_+_+
آنگه که تنهایی تو را می آزارد
به خاطر بیار که خداوند
بهترین های دنیا را
تنها آفریده است…
+_+_+_+_+
دلم برایت تنگ شده !
می خواهم آنقدر اشک بریزم
تا غبار فاصله از قلبم تمیـــز شود .
ولی می ترسم …
” تهران” ، ” ونیــــز” شود !!
+_+_+_+_+
قرارمان یک مانور کوچکبود
!
قرار بود…
تیرهای نگاهت مشقی باشد
!
اما ببین
،
یک جای سالم برقلبم نمانده است!!!
+_+_+_+_+
ساعت از نیمه شب گذشته است و من به این می اندیشم :
اگر کاری که ” عشق ” با من کرد با تو می کرد
چند روز دوام می آوردی ؟؟؟؟
+_+_+_+_+
باور کن
“عین”، “شین” و “قاف”
جدا از هم که باشند
هیچ خاصیتی ندارند!
اما در کنار هم ، معجزه می آفرینند.
درست مثل من و تو !!!
+_+_+_+_+
وقتی گرفته ای ،
وقتی که ناخوشی
وقتی شبانه روز فقط
وقت می کشی ،
دستامو پس نزن
پای دلم بشین
یک بار ، یک نفر هم غیر خودت ببین !
+_+_+_+_+
بعد از تمام باران ها
بعد از برف ها
حرف ها…
حرف ها…
توخواهی آمد!
قول داده بودی.
خاطرت هست؟!
+_+_+_+_+
درست یک روز است که یکدیگر را ترک کرده ایم…
ولی بی تو لحظه ها آن قدر دیر میگذرند
که میخواهم فردا…
سالگرد جداییمان را جشن بگیرم !
+_+_+_+_+
فقط یک روز در خیابان لبخند بزن! شاید کسی
در انتظار معجزه ای از جانب خدا باشد!!!
+_+_+_+_+
نام عشق همواره مقدس است
چه خدایی باشد،
چه آسمانی،
چه زمینی،
چه زیر زمینی
+_+_+_+_+
تو را به دادگاه خواهم کشید…
شاید به حبس ابد محکوم شوی
جزئیات جنایتت معلوم نیست
اما
اثر انگشتت را …
روی قلبی شکسته یافته ام!!!
+_+_+_+_+
می گفتی که طراوت باران من را به خاطرت می آورد
و سخاوتش سرزمین قلبهارا آرام می سازد
اما؛ امروز سیل همه چیز را با خود برد
یاد حرفهای روز آخرت افتادم!
+_+_+_+_+
باران می بارد .
با این دونفره بودن هوا ،
من ، تنها …
تو ، تنها …
+_+_+_+_+
اگر از پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای
به خاطر بیاور زیباترین صبحی
که تا به حال تجربه کرده ای
که مدیون صبرت در برابر سیاه ترین شبی هستی
که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دیدی
+_+_+_+_+
چرا این گونه است؟
نمی دانم چرا این گونه است
وقتی نگاه عاشق کسی به توست میبینی
اما دلت بسته به مهر دیگری است بی اعتنا
می گذری و عاشقانه به کسی مینگری که دلش
پیش تو نیست
+_+_+_+_+
از وقتی فراموشم کردی
زیباتر شدی!
دروغگوها را باید فراموش کرد!
امشب اعتراف می کنم
به تنها دروغی که گفتم:
“من نیز فراموشت خواهم کرد!!!”
+_+_+_+_+
چند سال پیش وقتی که ترکم می کردی
گفتی که از یاد ببرم هر آنچه بینمان بود
من نیز اسمت را بر در و دیوار نوشته ام
تا خاطرم باشد که باید…
فراموشت کنم!!!
+_+_+_+_+
تنهایی آدم را حشره شناس میکند
حتی نایاب ترین عنکبوت های دنیا هم
در اتاق من تار تنیده اند
+_+_+_+_+
می دانی …
پزشکان که هیچ،
حتی مأموران “بازیافت” هم
از این قلب شکسته،
قطع امید کرده اند!!!
+_+_+_+_+
قلاده سگ ها را گشوده ام …
امشب حوالی قلب من …
پرسه نزن …
+_+_+_+_+
قصری ساخته بودم برایت
از جادویی ترین شاخه های گل سرخ اما تو به
لطافت یک تراکتور از روی آن گذشتی
برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی
نقاشی های نیوشای 9 ساله با کامپیوتر
اسم نقاشی بالا را آدم فضایی گذاشته
آدم باحال
آدم چهارگوش
آدم بامزه


برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی

برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی
مجله نشنال جغرافی این هفته با ارائه تصاویری زیبا، میدان مغناطیسی طوفان خورشیدی، زمستان مریخی و نیمه پنهان ماه در تلاقی با سیاره مشتری به معرفی بهترین تصاویر نجومی پرداخته است.
برداشت دوگانه
این تصویر روان پریشانه از خورشید توسط رصدخانه دینامیک خورشیدی ناسا با ترکیب دو عکس در روز 12 ژوئیه گرفته شده است.
این تصویر با روی هم قرار دادن یک تصویر ماواری بنفش شدید از جرقه های خورشید در مگنتوگرام نشان دهنده میدانهای مغناطیسی است. دانشمندان تصویر ترکیبی از یک منطقه فعال پیش از طوفان شدید خورشیدی گرفته اند.
براساس اعلام ناسا، چنین تصاویر ترکیبی می تواند به دانشمندان کمک کند که ماهیت و علل این طوفانها را بیشتر درک کنند.
این بازوی 17 متری از سال 2001 فعال شده و برای ساختار ایستگاه فضایی و عملکرد آن ضروری است.
تلاقی تنها به چشم ما می رسد. اجسام فلکی در نتیجه موقعیت زمین در فضا در یک خط به نظر می رسند اما حقیقت امر این است که آنها به هم نزدیک یا دور نمی شوند.
مسیرهای قرمز وسیع نشان دهنده زندگی گیاهی است و سایه های کم رنگ تر به رنگهای آبی، سبز، قهوه ای و سیاه نشان دهنده رسوبهای متغیر است.
زمستان مریخی
دیواره های دهانه های برخوردی مریخ در نیم کره جنوبی این سیاره در نتیجه یخهای دی اکسید کربنی شبیه سفال شده است، این تصویر 18 ژوئیه دوربین HiRISE توسط مدارگرد اکتشافی مریخ گرفته شده است.
چنین ساختارهایی در مریخ متداول است، یخی که در این تصویر به رنگ آبی دیده می شوند در این تورفتگی ها ایجاد می شوند.
حرکت مریخ در امتداد یک حلقه رتروگراد در تصویری ترکیبی که از 40 برداشت بین اکتبر 2011 و ژوئیه 2012 گرفته شده یک مسیر فلکی را نشان می دهد. حلقه رتروگرد زمانی رخ می دهد که مدار یک سیاره مسیر برعکس را طی می کند.


برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی
برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی

اولین عکاس خانه عمومی
اولین عکاس خانه عمومی کوچک و بزرگ برگه کاغذ را دست به دست به هم می دادند و به چهره کدر و بهت زده روی کاغذ خیره می شدند.
باورشان نمی شد و اصلاً باورش سخت بود که می شود روبه روی آن جعبه نصب شده روی ۳ پایه ایستاد و مرد پشت جعبه پارچه به سر بکشد و بعد یک «تق» و کمی دود و در انتها طرحی از چهره های مات شده شان به دست بگیرند.
تهرانی ها مغرور از کاغذی که طرح صورت شان رویش بود، قاب های چوبی می خریدند و عکس ها را داخلش می گذاشتند و دیوارهای خانه هاشان را پر می کردند از صورت های متعجب، که باید چند دقیقه بی حرکت جلوی همان جعبه روی ۳ پایه می ایستادند تا مرد پشت جعبه فرمان آزادی می داد و بعد نفس های حبس شده شان را رها می کردند.
ابتدای ورود صنعت عکاسی به ایران، عکاسخانه مبارکه دولتی بود و تنها رجال حق پا گذاشتن به آن داشتند و مردم عادی اگر می خواستند صورت شان را تماشا کنند یا باید خیره می شدند به آینه و یا چند ساعتی می ایستادند جلوی نقاش. که دومی از آن کارها بود که خرج زیاد روی دست طالبش می گذاشت.
حدود سال ۱۲۴۳، نخستین عکاسخانه عمومی در خیابان جباخانه به دست «عباسعلی بیگ» ساخته شد.
چند روز قبل از افتتاح عکاس خانه، در روزنامه دولتی اعلانی چاپ شده بود که با سوادها برای بی سوادهای شهر این طور قرائتش می کردند: «چون تهرانی ها دوست دارند عکسی از صورت خود داشته باشند و همه نمی توانند به عکاس خانه مبارکه دولتی بروند، «عباس علی بیگ» عکاس باشی، زیردست خود را که مدت ها برای تربیت او زحمت کشیده، به عکاس خانه عمومی شهر می فرستد.»
همین، روز افتتاح تعداد زیادی از آدم های شهر که دوست داشتند تصویر صورت های شان را سال ها بعد تماشا کنند و یا نشان دیگران دهند و یا حتی دلشان می خواست این اتفاق جدید را تجربه کنند، روبه روی عکاس خانه به صف شدند و ۴ هزار دینار آماده کردند برای عکس بزرگ تا ۱۲ عدد، و اگر کسی بیشتر می خواست دانه ای ۳ هزار دینار.
فقیرترها ۲ هزار دینارشان را شمردند برای ۱۲عکس کوچک و فقیرترها حسرت خوردند برای تصویری که حتماً نمی دانستند چند سال دیگر به چه راحتی از صورت ها برداشته می شود و اصلاً آدم های ۱۰۰ سال بعد دنیا هر چیزی می خرند یک دوربین عکاسی هم به آن وصل است!
برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی

لبخند بزن و بگو، "سیب!"
آیا از عکس گرفتن متنفرید چون همیشه در عکس ها بد می افتید؟ آیا همیشه به آن دوستتان که در عکس ها عالی و بدون اشکال می افتد حسودی می کنید؟بااینکه فتوژنیک بودن در بعضی ها ژنتیکی است اما راهکارهایی وجود دارد که می توانید به کار گیرید تا در عکس ها بهتر بیفتید.
مراحل
1. فتوژنیک بودن به توانایی جذاب دیده شدن در عکس ها اطلاق می شود.
فتوژنیک بودن به توانایی جذاب دیده شدن در عکس ها اطلاق می شود. اینکه طبیعتاً زیبا باشید ارتباطی به فتوژنیک بودن در عکس ها ندارد. فتوژنیک بودن یعنی بدانید چطور بهترین حالت خودتان را به دوربین نشان دهید. این شامل تکنیک های اکتسابی می شود مثل علم مربوط به بهترین پس زمینه، نورپردازی و قرارگیری بدن.
• سعی کنید تکنیک های زیر را طوری یاد بگیرید که جزء طبیعت وجودتان شوند و غیرارادی انجامشان دهید.
• هرچه فرصت های بیشتری برای تمرین جلوی دوربین داشته باشید، بهتر است.
• طبیعت دوبعدی عکس باعث می شود درک از عمق را از دست بدهیم؛ برای بعضی ها این باعث می شود چطور جذاب دیده شدن در دنیای واقعی را هم از دست بدهند.
2. لباستان اهمیت دارد.
به لباستان اهمیت دهید. حتی اگر قرار نیست عکسی از شما گرفته شود، اینکه بدانید چطور خودتان را نشان دهید، میزان جذابیت شما را تعیین می کند. سبک لباس پوشیدن و رنگبندی لباس ها بر جذابیت فتوژنیک شما در عکس ها تاثیر می گذارد.
لباس های درست انتخاب کنید. رنگ در خوب بودن عکس مهم است. طرح های لباس بر ظاهر شما اثر می گذارد، مثلاً راه راه های افقی شما را پهن تر به نظر می رساند و پوشیدن لباس یکرنگ، باعث می شود تعریف نشده و بیش از اندازه آرام به نظر برسید. بهترین رنگ ها رنگ های خنثی و جامد است.
• رنگ هایی برای لباستان انتخاب کنید که مناسب شما باشد. بعضی رنگ ها با بعضی رنگ پوست ها جور است درحالیکه بعضی دیگر اصلاً به آن رنگ پوست نمی آید. همچنین رنگ موهایتان را هم باید در نظر داشته باشید.
• از رنگ های قرمز، سیاه و سفید خودداری کنید. دوربین های دیجیتال با این سه رنگ مشکل دارند و کانتراست بالایی از آنها نشان می دهند.
• نکته: این فقط برای دوربین هایی که روی "اتوماتیک" تنظیم است صدق می کند. دوربینی که روی اتوماتیک تنظیم است به جای فرد عکاس فکر می کند. عکاس حرفه ای دوربین خود را خیلی خوب می شناسد و می تواند بهترین قرمز، سیاه و سفید را تنظیم کند و برای هیچ رنگی که انتخاب کنید مشکل نخواهد داشت. فقط دقت کنید عکاس به صورت دستی “white balance” دوربین را تنظیم کرده باشد.
3. صورت و آرایشتان اهمیت دارد.
به صورت و آرایشتان اهمیت دهید. کارهای زیادی برای بهتر کردن آنچه ذاتی به شما داده شده است می توانید انجام دهید. اصلاح کردن عیب و ایرادهای عمومی برای عکس خیلی مهم است.
• لکه های پوستتان را بپوشانید. یک نکته بد درمورد عکس این است که چون عکس تصویر یخ زده از یک لحظه شما در زمان است، نمی تواند همه ویژگی های خوب شما را نشان دهد. نکته خوب عکس هم این است که می توانید خیلی راحت خیلی ایراداتی که دوست ندارید را پنهان کنید. مراقب رنگ آرایشتان باشید: رنگ های آرایش در عکس غلیظ تر می شوند. مدلینگ عکس تکنیک ها و اصول خاصی دارد که از زیبا دیده شدن در حالت عادی متفاوت است.
• کمتر از برق (شاین) استفاده کنید. خیلی مهم است که در ناحیه بینی و پیشانی از برق استفاده نکنید. این مسئله در روزهای گرم اهمیت بیشتری دارد زیرا حتی سرمایی ترین ما ممکن است جلوی لنز دوربین کمی عرق کند.
• از آرایش برای پوشاندن قرمزی روی پوست که در عس ها بدمنظره می شود، استفاده کنید.
• عکس درواقع شکل یک چیز را ثبت نمی کند بلکه آن را از طرح های نور و سیاه مشخص می کند. سایه زدن با آرایش (که قوانینی دارد) می تواند یک صورت بدون شکل و نازیبا را زیبا نشان دهد به شرط آنکه بتواند تضاد خوبی با نور و سایه واقعی ایجاد کند.
• برای از بین بردن قرمز شدن چشم در عکس ها از تکنیک eye drop در فتوشاپ استفاده کنید. خیره شدن به یک منبع نور برای چند لحظه مردمک چشم شما را کوچکتر کرده و احتمال قرمز افتادن چشم را کمتر می کند (بااینحال به نور خورشید خیره نشوید!). اگر در فرایند عکس گرفتن، کمی آماده سازی وجود دارد، بهتر است به نور فلش خیره نشوید زیرا مردمک های بزرگ جذاب تر هستند.
• موهایتان را خوب شانه کنید. موهای شل و وارفته یا وز شده در عکس بسیار بد دیده خواهد شد. از طرف دیگر، نباید موها را صاف به پشت سر دم اسبی بست یا شانه کرد.
4. تعادل صورتتان را حفظ کنید.
به صورتتان در آینه نگاه کنید. این آن صورتی نیست که در عکس خواهد افتاد. حالا به انعکاس خودتان خیره شوید. بعد از چند دقیقه صورتتان به ظاهر عادی خود می رسد. حالا ناحیه چشم هایتان را غیرفعال کنید و ناحیه لب ها را فعال کنید. دندان هایتان را قفل نکنید. فقط کافی است که فک بالا و پایینتان روی هم قرار گرفته باشند. اگر با دهان باز لبخند می زنید، نباید اجازه دهید لب بالایی تان قسمت زیادی از لثه هایتان را نشان دهد. اگر پوستتان تیره است باید حتماً لبخند بزنید و دقت کنید که لبخندتان کوچک باشد. در عین حال، کمی گوشه های چشمتان را جمع کرده و ابروهایتان را بالا ببرید. این تمرین را هر روز جلوی آینه انجام دهید. ظرف یک ماه برایتان به عادت تبدیل شده و هر بار که کسی خواست از شما عکس بگیرد، همانطور لبخند خواهید زد.
5. روی زاویه ها کار کنید.
همه مسائل مربوط به کار کردن با دوربین هم اسرارآمیز نیست: بیشتر افراد خوش عکس می دانند که کدام زاویه ها برای آنها بهتر است و بیشتر وقت ها روی آن زاویه عکس می گیرند. علاوه براین، چند حقه هم وجود دارد که می توانید از آنها بهره ببرید:
• بهترین زاویه خود را کشف کنید. پیدا کردن زاویه درست صورتتان ممکن است کار سختی باشد. با دوربین دیجیتال آزمایش و امتحان کنید تا بتوانید فوراً نتیجه هر حالت را ببینید. خیلی زود خواهید فهمید که صورتتان در کدام زوایا بهتر است. وقتی این را فهمیدید، برای عکس گرفتن در آینده از همین زوایا استفاده کنید.
• حالت کلاسیک عکس گرفتن این است که بدنتان را به صورت سه رخ قرار دهید، طوریکه یک پا جلوی پای دیگر قرار گیرد و یکی از شانه هایتان نسبت به دیگری به دوربین نزدیک تر باشد. خانم ها معمولاً به صورت غیرارادی این کار را می کنند اما برای مردها که معمولاً صاف جلوی دوربین می ایستند این کار سخت تر است. اگر سرتان را کمی به بغل خم کنید و مستقیم را نگاه کنید، در هر حالتی هم که ایستاده باشید به نظر می رسد که نگاهی مستقیم به بیننده دارید. بااینحال مثل مُدل ها عکس گرفتن برای همه هم مناسب نیست و اگر این حالت در عکس های خانوادگی تکرار شود، یکنواخت و خسته کننده می شود.
• اگر در عکس نشسته هستید، کمی به بدنتان زاویه دهید.
• سعی کنید موقعی که عکس گرفته می شود، به کمی بالاتر از دوربین نگاه کنید. اگر عکاس در سطحی پایینتر از شما قرار دارد، سعی کنید تقریباً به روبه رو نگاه کنید نه به دوربین تا چشم هایتان بسته نیفتد.
• کمی بدنتان را به سمت دوربین خم کنید. این علاقه و جذابیت و تعریف چهره را افزایش داده و به کمتر کردن ظاهر چین وچروک ها و شل شدگی ها و افتادگی های پوست کمک می کند.
6. مراقب کج کردن خودتان باشید تا در عکس غبغب نداشته باشید.
سعی کنید سرتان را کمی به عقب خم کنید و بدنتان را طوری حالت دهید که دوربین کمی بالاتر از شما یا در سطح چشمانتان قرار گیرد. این روش، غبغب را در عکس ها به کلی ناپدید می کند. همچنین می توانید یک دست را زیر چانه قرار دهید. روش دیگر این است که موقع گرفته شدن عکس، زبانتان را به سقف دهانتان بچسبانید.
7. روی حالت و وضع قرارگیری خود متمرکز شوید.
این کار نه تنها در عکس گرفتن مهم است، بلکه داشتن وضعیت قرارگیری خوب در همه اوقات زندگی را ساده تر کرده و اعتمادبه نفستان را بالا می برد. داشتن فرم خوب ظاهر شما را در عکس ها عالی می کند. صاف نشستن و ایستادن باعث می شود سالم تر و هوشیارتر به نظر برسید و اگر عکستان گروهی باشد از بقیه جذاب تر به نظر خواهید رسید. طبیعی نفس بکشید و شانه هایتان را ریلکس کنید. اگر معمولاً حالت قرارگیری خوبی ندارید، صاف ایستادن یا نشستن ممکن است برایتان دشوار باشد بنابراین بهتر است جلوی آینه تمرین کنید.
8. ریلکس باشید.
هرچه ظاهر ریلکس و آرام تری داشته باشید، عکستان بهتر خواهد شد. خیلی ها به این دلیل در عکس ها بد می افتند که حالت چهره شان را با لبخندی مصنوعی می پوشانند. موقع لبخند زدن، سعی کنید لبخندی آرام و دهان بسته داشته باشید که لب پایینی در آن ریلکس و پایین قرار گرفته باشد. می توانید مقابل آینه تمرین کنید. اگر همیشه بدعکس بوده اید، احتمالاً جلوی دوربین ناخودآگاه عصبی و مضطرب می شوید و این می تواند عکستان را بدتر کند. وقتی می دانید که قرار است عکسی از شما گرفته شود، یک نفس عمیق بکشید و هوا را طبیعی بیرون دهید، دست ها و شانه هایتان را ریلکس کنید. وقتی نفس را بیرون می دهید، لبخند بزنید و هر حالتی که فکر می کنید خوب است را بگیرید.
• نفستان را حبس نکنید، چه در داخل و چه خارج، در غیراینصورت در عکس طوری به نظر می رسید که انگار تحت فشار هستید.
• اگر می بینید که عکس دیر گرفته می شود، نترسید و سعی کنید حالت عکستان را بهتر کنید. در این مواقع شانس بیشتری برای بهتر قرار گرفتن و درست کردن حالت خود دارید تا زمانیکه عکس فوری از شما گرفته می شود.
• لب هایتان را ریلکس کنید.
• نباید آنقدرها هم خودتان را ریلکس کنید که به نظر برسد حواستان نیست. فقط کمی بدنتان را آرام کنید تا عکستان عالی شود.
9. به چیزهای خوب فکر کنید.
یک لبخند زورکی مصنوعی باعث می شود خشک و ناجور به نظر برسید. وقتی افراد لبخند می زنند و منتظرند که عکسشان گرفته شود، عضلات صورتشان ممکن است حالت های عجیبی بگیرد. برای برطرف کردن این، سعی کنید لبخندتان را زمان بندی کنید تا مجبور نشوید که خیلی آن را نگه دارید. همچنین به چیزی خنده دار فکر کنید یا به کسی فکر کنید که شادتان می کند. با اینکار، لبخندتان واقعی خواهد شد نه مصنوعی. اگر لبخند با دندان هایتان را دوست ندارید، سعی کنید لبخندتان بسته تر باشد. صرفنظر از نوع لبخند زدنتان، هرچه لبخندی ریلکس تر و شادتر داشته باشید، بهتر خواهد بود.
• با چشمانتان هم لبخند بزنید. هیچ چیز بیشتر از خندیدن چشم ها، شادی و زیبایی را نشان نمی دهد. برای ایجاد این تاثیر، تجسم کنید که دوربین فردی است که دوستش دارید و در حال وارد شدن به اتاق است. این باعث می شود چشمانتان بازتر شده و لبخندی ریلکس تر داشته باشید. به عشقتان فکر کنید؛ این باعث می شود گونه هایتان هم کمی گل بیندازد.
• وانمود کنید، اما طبیعی. خیلی ها به این دلیل فتوژنیک هستند که دوست دارند از آنها عکس گرفته شود. به همین دلیل وقتی دوربین سراغ آنها می آید خوشحال و ریلکس هستند. اگر نمی توانید عشق واقعی به دوربین را نشان دهید، وانمود کنید که دوربین را دوست دارید. تصور کنید که دوربین کسی است که دوستش دارید، یک دوست یا عشق قدیمی و یا هر چیز دیگری که باعث شود با عشق به دوربین نگاه کنید.
10. موقعیت و محیط عکس را بهتر کنید.
چیزهای خارجی هم مثل موقعیت و محل عکس، عکاس یا مهارت های بعد از عکس هستند که می توانید برای فتوژنیک دیده شدن در عکس ها تغییر دهید.
• بهترین محل را برای عکس گرفتن انتخاب کنید. مشخص است که اگر در مسافرت می خواهید عکس بگیرید، نمی توانید تصادفاً محل را انتخاب کنید. اما می توانید عکاستان را راهنمایی کنید که کدام محل بهتر است. گاهی اوقات، خوب است که جلو یک پس زمینه ساده عکس بگیرید اما اگر در مسافرت باشید، استفاده از مناظر بسیار عالی است.
• عکاس بهتری پیدا کنید. عکاسان حرفه ای می دانند که چطور باید زیبایی یک فرد را در عکس به معرض نمایش قرار دهند. انتخاب عکاس همیشه دست شما نیست اما گاهی اوقات می توانید.
• از لنز تله (tele) یا لنز با بزرگنمایی منفی استفاده کنید. این باعث می شود بینی شما بیش از اندازه به دوربین نزدیک نباشد و نسبت به کل صورتتان بزرگ به نظر نرسد. همچنین تاثیر و تمرکز بر پس زمینه را کمتر می کند.
• از نورپردازی مطلوب استفاده کنید. برای بهتر کردن ظاهر چهره در کنار محیط، از فلش دوربین یا نورهای مختلف با شدت های مختلف استفاده کنید. وب سایت ها و کتاب های زیادی درمورد نورپردازی عکاسی پرتره وجود دارد که می تواند کمکتان کند.
• برای آقایان از کانتراست بیشتر و برای خانم ها از کانتراست کمتر استفاده کنید (چروک ها و منافذ پوست برای آقایان جذاب و جالب دیده می شود اما برای خانم ها اینطور نیست).
• از عکاس بخواهید دوربین را در سطح چشمها یا کمی بالاتر از آن قرار دهد. این باعث می شود عکسی طبیعی تر و زیباتر به دست آید. اگر لنز پایین تر باشد، ممکن است عکستان با غبغب بیفتد.
• عکس ها را ویرایش کنید. اگر همه چیز را امتحان کردید، اما باز هم نتوانستید در هیچ محیطی عکس خوبی از خود بگیرید، می توانید کمی عکس های دیجیتالتان را ویرایش کنید. تغییر اثرات نور و فیلترهای خاص می تواند عکس شما را بسیار بهتر کند.
• نورپردازی جانبی را انتخاب کنید—عکاسان این حقه را می دانند، پس مراقب آن باشید. در محیط های مسقف سعی کنید جایی بایستید که نور روی سمت خوب شما بیفتد. در محیط های باز سعی کنید صبح ها یا عصرها عکس بیندازید نه ظهرها. هیچوقت رو به خورشید یا پشت به آن نایستید مگراینکه عکاس از شما بخواهد. نور جانبی بسیار بهتر از نور از جلو ویژگی های شما را نشان می دهد. سعی کنید از دوستان یا خانواده بخواهید عکس بدون فلش از شما بگیرند زیرا فلش مستقیم دوربین یکی از متهمین اصلی خراب شدن عکس های خانوادگی است.
11. اعتماد به نفس داشته باشید! :)
نکات
• عکس های مُدل ها و سایر افراد فتوژنیک را بررسی کنید. اگر درخور شخصیتتان است، سعی کنید حالات، زوایا و فیگورهای آنها را امتحان کنید.
• سعی کنید همیشه سه رخ و با کمی زاویه جلو دوربین بایستید.
• دوستان و اعضای خانواده در عکس ها به دنبال مُدل نیستند. سعی نکنید بیش از حد لزوم از فیگورهای مدلینگ استفاده کنید.
• وقتی عکس گروهی نشسته می گیرید، دقت کنید که صندلی ها به اندازه کافی به هم چسبیده باشند. به جای خم شدن و قوز کردن، سعی کنید صاف اما ریلکس بنشینید.
• از دوست صمیمی تان بخواهید به عکس هایی که گرفته اید نگاه کند و بهترین حالتتان را انتخاب کند.
• لبخند زدن را جلوی آینه تمرین کنید. در مدت زمان کوتاهی می فهمید که کدام نوع لبخند روی صورتتان مصنوعی به نظر می رسد و کدام لبخند جذاب تر است. یاد گرفتن نحوه تکان خوردن صورتتان کمکتان می کند. با استفاده از ردیف بالایی دندان هایتان لبخند بزنید: شاید غیرطبیعی به نظر برسد اما لبخندی که در آن هر دو ردیف دندان ها مشخص باشد کاملاً مصنوعی است.
• زبانتان را پشت دندان هایتان نگه دارید.
• اگر عکستان قدی است، بدنتان را در زاویه 45 درجه (سه رخ) مقابل دوربین قرار دهید، سپس صورتتان را به سمت دوربین برگردانید. سعی کنید یک پا را جلوی پای دیگر قرار داده و همه وزنتان را روی پای پشتی بیندازید. این حالت شما را لاغرتر نشان داده و بسیار جذاب است.
• وقتی از شما عکس می گیرند، سعی کنید همه قسمت های بدنتان را تا می توانید به بدن و صورتتان نزدیک نگه دارید. زیرا هر چیزی که نزدیک دوربین شود، بیش از اندازه بزرگ به نظر خواهد رسید. به استثنای کمی بیرون تر از بدن قرار دادن یکی دست ها برای خانم ها زیرا چسباندن آن به بدن بازوها را شل نشان می دهد.
• سه ثانیه قبل از اینکه عکس گرفته شود، سرتان را پایین انداخته و بعد بالا بگیرید. سرتان را تکان تند ندهید، اما ممکن است این هم خوب باشد. وقتی سرتان را بالا می برید لبخند بزنید. وقتی عکس گرفته شد، دهانتان باید در حالت لبخندی کاملاً ریلکس قرار داشته باشد. به این ترتیب، صورتتان کاملاً ریلکس خواهد بود. چشم هایتان را هم ریلکس کنید و کاملاً احساس آرامش کنید. این شاید برای همه موثر نباشد، به همین دلیل باید از قبل امتحان کنید.
• به دوربین نگاه نکنید، به داخل آن نگاه کنید.
• اگر خودتان بخواهید از خودتان عکس بگیرید، نیاز به تمرین زیاد دارد. باید بتوانید زاویه درست را پیدا کنید تا بتوانید دستتان را به آن سمت بچرخانید.
• عکس های عادی دوبعدی و فاقد عمق هستند و این باعث می شود فرد پهن تر دیده شود. برای خیلی ها این باعث جذاب تر دیده شدن آنها هم می شود. جالب است که عکس های 3D این مشکل فتوژنیک بودن را ندارند زیرا درک عمق آن محفوظ است. در این عکس ها به همان اندازه واقعیت، جذاب دیده خواهید شد.
• اگر پشتتان مشکل دارد و نمی توانید حالت قرارگیری خوبی داشته باشید، جلوی آینده آنقدر تمرین کنید که بتوانید قوز خودتان را به حالتی جذاب تبدیل کنید. می توانید به چیزی تکیه دهید تا آن را طبیعی جلوه دهد.
• داشتن پس زمینه خود، یک امتیاز است.
هشدارها
• از به زبان آوردن کلمه "سیب" یا هر چیز دیگر خودداری کنید. این کار لبخندی مصنوعی روی صورتتان ایجاد می کند. از تکنیک افکار خوب و شاد استفاده کنید.
• مطمئن شوید که عکس هایتان شبیه خودتان شود. این تکنیک ها کمکتان می کند بتوانید زیبایی طبیعی خود را جلوه گر کنید اما اگز بیش از اندازه روی عکس هایتان کار کنید باعث می شود شبیه کسی باشید که نیستید. عکس شما باید به درستی نشان دهنده خود واقعی شما باشد.
• تو دادن و سفت کردن شکم باعث می شود زیبا و جذاب به نظر نرسید زیرا دنده هایتان از زیر بلوزتن نمایان خواهند شد. بدتر اینکه باعث می شود صورتتان حالتی ناراحت و تحت فشار پیدا کند.
• کمی پایین انداختن سر بیشتر اوقات موجب ایجاد غبغب می شود تا اینکه آن را پنهان کند.
برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی

شبکه ایران: عکس یکی از ماندگارترین هنرهایی است که رخدادهای تلخ و شیرین گذشته را برای آیندگان زنده نگه می دارد؛ ولی این عکس که 80 سال از عمر آن می گذرد، تنها یک تصویر تبلیغاتی بود ولی در زمان چاپ و انتشار آن به این مطلب اشاره نشده بود.
تصویری که با نام «نهار بر فراز آسمانخراش» (Lunch Atop a Skyscraper) به مدت هشتاد سال گذشته یکی از شناخته ترین و پربیننده ترین تصاویر در جهان به حساب می آید، واقعیت ندارد و تنها یک پوستر تبلیغاتی است.
در این عکس، شماری از کارگران شهر نیویورک مشاهده می شود که بر روی یک تیر آهن در کارگاه ساختمان سازی «منهتن» نشسته و در حالی که پاهای خود را آویزان کرده اند، مشغول غذا خوردن هستند.«کن جانسون»، مورخ آمریکایی در باره این تصویر گفت: این تصویر در 20 سپتامبر سال 1922 میلادی برای کارگاه ساختمانی «راکفلر سانتر»، تهیه و منتشر شده بود ولی برای همگان اینگونه عنوان شده است که این عکس واقعی است.
وی افزود: اینکه این کارگران مشغول غذا خوردن هستند شکی نیست، ولی با یکصد عکس دیگر مونتاژ شده بود تا این تصویر به دست بیاید.
برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی

عجیب هم نبود، چون بین انبوه سریال های خانوادگی ، «سال های دور از خانه» داستان خود را ساده و بی دردسر و البته جذاب تعریف می كرد و مردم را بسادگی جذب خود كرده بود. موفقیت اوشین بود كه پای هانیكو و سریال «داستان زندگی» را هم به تلویزیون باز كرد، با آن تیتراژ معروف و متن ماندگار: «زندگی منشوری است در حركت دوار» كه البته در نسخه اصلی این متن روی تیتراژ وجود ندارد و در واقع شاهكار دوبلورهای ایرانی است!همان سال ها، چند سریال جذاب دیگر از آسیای شرق و خاوردور راهی ایران شد و همچنان مردم، داستان های چشم بادامی ها را دوست داشتند. شوییچی و پدرش محبوب مردم بودند و لین چان و یارانش موفقیتی فراتر از تصور پیدا كردند.
مردم سریال های شرقی را به مراتب بیش از سریال های آمریكایی و اروپایی دوست داشتند و همین سبب موفقیت طبیعی و دائم مجموعه های شرقی شده بود.این روند ادامه داشت تا اواسط دهه 70 همزمان با تغییر ذائقه مردم، شكست پیاپی چند سریال ژاپنی و كره ای، سكه سریال های آسیای شرق را از رونق انداخت.
ناگفته نماند در دوران رواج این سریال ها، تلویزیون مدام فیلم های ژاپنی مطرح از جمله آثار كوروساوا (بویژه «ریش قرمز»!) را هم به نمایش گذاشت و نوعی قرابت و همسانی فرهنگی میان این آثار با مخاطب ایرانی ایجاد شد.
سال های سال، خبری از سریال های شرقی نبود و مجموعه های كانادایی و استرالیایی با آدم ها و مناظر طبیعی بكر و كم نظیرشان مهمان رسانه ملی بود و از مردمایران دلبری می كرد.
مردمقصه دوستایران، همچنان میان مجموعه ها، هر كدام را كه قصه بهتری داشت، بیشتر دوست داشتند.
چنان كه در این دوران مثلا مجموعه ای مانند «آن شرلی» با اقبالی استثنایی روبه رو شد یا سریال «داستان های جزیره» تمام ركوردهای جذب مخاطب را جابه جا كرد!
همزمانی كاهش اقبال مردم به سریال های خارجی با حذف سریال های ژاپنی، كره ای و چینی، نشانه مشخص و بارزی بود كه در این سال ها جدی گرفته نشد.
موج تازه سریال های شرقی، وامدار درخشش و محبوبیت یك كدبانوی تمام عیار بود؛ یانگوم «جواهری در قصر» بی شك یكی از پربیننده ترین مجموعه های خارجی پخش شده در تمام ادوار بود.
مردم علاقه عجیب و بی حد و حصری به این سریال نشان دادند و موفقیت این مجموعه، راه را برای ورود انبوهی از سریال های شرقی باز كرد. آخرین نمونه، سریال موفق «افسانه دونگ یی» بود كه پخش آن بتازگی پایان یافت و بسیار پرمخاطب بود.
اقبال و علاقه عجیب مردمایران به این گونه آثار، ریشه های مختلفی دارد. بی شك اصلی ترین دلیل، نزدیكی فرهنگی مردم ما با اهالی خاوردور است.
بسیاری از سریال های موفق شرقی مشخصا به مفاهیمی می پردازد كه برای ما بسیار آشنا و عزیز است مانند بردباری، ایثار، شهامت و صداقت. از سوی دیگر، شكل روابط در این سریال ها برای مخاطب ایرانی بسیار باورپذیرتر و قابل فهم تر است تا سریال های اروپایی. علاوه بر این، نكته مهم و قابل توجه در سریال های خاور دور، داستانگویی است.
برخلاف سریال های ایرانی كه بشدت وامدار فرم روایی است، سریال های شرقی كاملا در خدمت داستانگویی ساخته می شود.
ساختار ساده و بدون تكلف این سریال ها بویژه داستان های تاریخی و جذاب، در كنار تكنیك مناسب و استفاده از لوكیشن های تر و تازه و دیدنی، مجموعه های شرقی را برای مخاطب ایرانی بسیار دوست داشتنی جلوه می دهد.
یادمان باشد نسلی كه امروز مخاطب اصلی سیماست، از دوران كودكی در معرض انیمیشن ها و كارتون هایی بود كه همین اهالی مشرق زمین به شكلی عالی می ساختند.
خیلی از ما خوب یادمان هست آن علامت عجیب و غریب ژاپنی را كه در آخر قسمت های سریال های كارتونی می آمد و معنایش «ادامه دارد» بود!
این حقیقتی آشكار و كهنه است كه ضریب نفوذ مجموعه های شرقی در میان مخاطب ایرانی، به دلایل متنی و فرامتنی بسیار بالاست و مردم همچنان توجه و علاقه خود را به این مجموعه ها آشكار می كنند.
با وجود این، كاش نویسندگان و سازندگان ایرانی هم سراغ داستان های تاریخی جذاب و كم هزینه بروند و آثاری خلق كنند كه برای مردم به همین جذابی باشد.
آیا آرزوی بعیدی است كه دوست داشته باشیم یك دونگ یی كاملا ایرانی را تماشا كنیم یا یانگوم وطنی را؟ قصه گویی، عنصر مهم و كلیدی از دست رفته ای است كه در آثار نمایشی ما مغفول واقع می شود و دوری اش سبب شده حالا دیگر امپراتور، دوست داشتنی تر از رستم باشد!
منبع: ملت ایران

برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی

گروه فرهنگی مشرق- پس از جنجال های چند روزه پیرامون فیلم "من مادر هستم" به کارگردانی فریدون جیرانی، این فیلم روز گذشته در سینماهای تهران اکران شد. جیرانی در فیلم جدیدش قصه چند خانواده تازه به دوران رسیده را به تصویر می کشد که خيانت و روابط بي بند و بار آنها را متلاشی می کند.
هنگامه قاضیانی، فرهاد اصلانی، حبیب رضایی، باران کوثری، پانته آ بهرام و ... در "من مادر هستم" به ایفای نقش پرداخته اند.
در ادامه چند نکته مهم درباره فیلم جدید مجری سابق و جنجالی هفت از نظرتان می گذرد.
***بازی فرهاد اصلانی در این فیلم چشمگیر و به یادماندنی است ، او به خوبی توانسته از پس نقش خود برآید. هنگامه قاضیانی هرگز نتوانسته در حد و اندازه های نام خود ظاهر شود. پانته آ بهرام و باران کوثری هم توفیق چندانی در این فیلم نداشته اند.

***جیرانی در فیلم خود تلاش کرده تا مشکلات و معضلات طبقه متوسط "تازه به دوران رسیده" را به تصویر بکشد که تا حدودی در هدف خود موفق عمل کرده است. در این فیلم مخاطب با قشری از جامعه روبروست که به شدت دلداده غرب است و تمام زندگی خود را بر این مبنا تنظیم کرده است.
*** بنظر می رسد نام فیلم اساساً هیچ ارتباطی با محتوای آن ندارد. مخاطب در فیلم با سه مادر روبرو است که هیچ کدام از آنها در تراز یک مادر متوسط هم ظاهر نشده اند و اولویت هایی مهمتر از مادر بودن دارند. در یک کلام با مفهوم "مادر به ما هو مادر" فاصله زیادی دارند. ناهید (هنگامه قاضیانی) تنها مادر فیلم است که در برخی اوقات در نقش یک مادر واقعی ظاهر می شود.
***جیرانی در این فیلم روابط قبیح خانواده ها در قشر متوسط تازه به دوران رسیده را مطرح کرده و از به تصویر کشاندن مصادیق متعدد نیز ابایی نداشته است. او البته در ده دقیقه پایانی فیلم سعی کرده این مسایل را پاسخ بدهد؛ اما انگار بعضی روابط برای او اساساً موضوعیت نداشته و به سادگی از کنار آن گذشته است. او در این فیلم از کنار برخی روابط نامشروعی به سادگی گذشته و سهواً یا عمداً دست به تابوشکنی زده است.
***در فیلم جیرانی روابط قبیح بین افراد به دو دسته تقسیم می شود: روابط نامشروع ممدوح و مذموم! اینکه یک دختر با چهار پسر در یک زیر زمین مشغول کار هستند هرگز تقبیح نمی شود. اینکه همان دختر با یک پسر ارتباط دارد و با هم برای حمام گرفتن به یک خانه می روند هرگز تقبیح نمی شود. شاید به همین علت بود که آوا (باران کوثری) در این سکانس پس از نگاه های معنادار خود در یک روند غیر معمول از خانه خارج می شود و کماکان این فرضیه تقویت می شود که قرار است مخاطب در انتهای فیلم حس خوبی نسبت به او داشته باشد.
***یکی از ایرادهای کلیدی و اساسی فیلم جناب جیرانی "عادی بودن روابط نامشروع کنترل شده!" است. در فیلم جیرانی روابط نامشروع کنترل شده به هیچ وجه منفور نیست! نادر(فرهاد اصلانی) می گوید "من اشتباهم این بوده که به سعید(حبیب رضایی) اعتماد کردم" این جمله یعنی اینکه اگر به جای سعید فرد دیگری قرار می گرفت، مشکلی پیش نمی آمد. یا اگر سعید به آوا (باران کوثوی) تجاوز نمی کرد، حضور او در خانه نادر حضور نکوهیده ای نبوده است. و اینجا مسئله کلیدی یعنی حفظ حریم خانواده هرگز محل مناقشه نیست.
***در سکانسی دیگر سعید(حبیب رضایی) به آوا (باران کوثوی) می گوید فقط مجاز است نصف گیلاس مشروب بخورد و و زیاده روی وی منجر به اتفاقات ... می شود. در فیلم جیرانی، مشکل نادر با سیمین روابط نامشروع بین آن دو نیست و کارگردان هم این روابط را تقبیح نمی کند، بلکه بدقولی نادر و اجتناب او برای ازدواج با سیمین مشکل اساسی آن دو است. سیمین البته از سقط جنین فرزند نامشروعش که از ارتباط با نادر بدست آمده ناراحت است و انتقام این اتفاق را از او می گیرد، که اینها نیز از مصادیق عادی بودن روابط نامشروع کنترل شده است.
برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی


برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی

مهربانی را بیاموزیم ...
می شود از چارچوب کوچک یک میز بیرون شد
می شود دل را فراهم کرد
می شود روشن تر از اینجا و اکنون شد
جای من خالی ست
جای من درعشق
جای من در لحظه های بی دریغ اولین دیدار
جای من در شوق تابستانی آن چشم
جای من در طعم لبخندی که از دریا سخن می گفت
جای من در گرمی دستی که با خورشید نسبت داشت
جای من خالی ست
من کجا گم کرده ام آهنگ باران را؟
من کجا از مهربانی چشم پوشیدم؟
می شود برگشت
می شود برگشت و در خود جستجویی داشت
در کجا یک کودک ده ساله در دلواپسی گم شد؟
در کجا دست من و سیمان گره خوردند؟
می شود برگشت
تا دبستان راه کوتاهی ست
می شود از رد باران رفت
می شود با سادگی آمیخت
می شود کوچک تر از اینجا و اکنون شد
می شود کیفی فراهم کرد
دفتری را می شود پر کرد ازآیینه و خورشید
در کتابی می شود روییدن خود را تماشا کرد
من بهار دیگری را دوست می دارم
جای من خالی ست
جای من در میز سوم ، در کنار پنجره خالی ست
جای من در درس نقاشی
جای من در لحظه های ناب
جای من در نمره های بیست
جای من در زندگی خالی ست
می شود برگشت
اشتیاق چشمهایم را تماشا کن
می شود در سردی سر شاخه های باغ
جشن رویش را بیفروزیم
دوستی را می شود پرسید
چشم ها را می شود آموخت
مهربانی کودکی تنهاست
مهربانی را بیاموزیم ./
برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی

صدای غرشی برخاست
انبوهی گرد وغبار به آسمان بلندشد
چه شده بود ؟
صدای ناله وشیون در کوه انعکاس یافت
وبه دنبالش
کودکانی با گیسوان پریشان
با گونه های سرخ
با چشمانی که مثل ستاره می درخشید
در زیر انبوهی از آوار کشیده شد
ودر خاک وخون خاموش شد
مثل شمعی در باد
کوه پایه ها ماند وخاطراتشان
دیروز در همین زمان
دست هایشان زلف سنبل های زمین را شانه میکرد
دیروز آنها سر زمین بودند
الا ن ولی زیر خاکند
سرد وخاموش
دیگر صدایشان در کوه نخواهد پیچید
هر گز باورم نمی شد
دست سرد زمانه
بین دست های کوچک او ومن
دیواری از جنس آوار بکشد
وما را با آواری از اندوه
در سوک غنچه هایمان بنشاند
چه اندوه گسترده ای .............
چه غم بز رگی ...........
برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی

می خواهم برگردم به روزهای کودکی..
آن زمان ها که پدر تنها قهرمان بود
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادرهای خودم بودند
تنــها دردم، زانوهای زخمـی ام بودند
تنـها چیزی که می شکست، اسباب بـازی هایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود!
حسین پناهی
برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، فال در لغت به معنای طالع، بخت و نیز پیشگویی و عاقبت بینی است. کلمه ای عربی و در فارسی یعنی شگون، هم در معنای خوب و هم در معنای بد. فال گرفتن یعنی اطلاعات از ناشناخته ها که همواره با استقبال مواجه است؛ و در عربی به فال خوب زدن، «تفأل» و به فال بد زدن «طیره» می گویند.
در فارسی، فال خوب زدن را «مروا» و فال بد زدن را «مرغوا» گویند که از دو کلمه «مرغ» و «آوا» تشکیل شده است. ایرانیان با آواز و جهت حرکت پرندگان فال می زده اند؛ مثلاً با دیدن عقاب به عقوبت و هدهد به هدایت پی می برده اند.
در اسلام و در حدیث آمده است که پیامبر گرامی اسلام (ص)، فال نیکو زدن را توصیه می فرمودند و طیره را مکروه دانسته اند، به علت اینکه طیره مایه ناامیدی، بدبینی و بدگمانی بوده و در مقابل، فال نیکو و خوب، نشانه امیدواری و کامروایی در زندگی است. در اسلام استخاره یعنی طلب خیره (بر وزن جیره) به معنای با خدا مشورت کردن و طلب تقدیر خیر کردن رواج داشته است.
مردم ایران اقبال بسیار زیادی به دیوان اشعار حافظ نشان داده اند، چرا که حافظ را «لسان الغیب» و حافظ کل قرآن، و از سویی این دفتر شعر را برگرفته از اسرار قرآن و وی را واقف بر گنج های پنهان الهی می دانند.
منبع: خبرگزاری فارس
برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، فال در لغت به معنای طالع، بخت و نیز پیشگویی و عاقبت بینی است. کلمه ای عربی و در فارسی یعنی شگون، هم در معنای خوب و هم در معنای بد. فال گرفتن یعنی اطلاعات از ناشناخته ها که همواره با استقبال مواجه است؛ و در عربی به فال خوب زدن، «تفأل» و به فال بد زدن «طیره» می گویند.
در فارسی، فال خوب زدن را «مروا» و فال بد زدن را «مرغوا» گویند که از دو کلمه «مرغ» و «آوا» تشکیل شده است. ایرانیان با آواز و جهت حرکت پرندگان فال می زده اند؛ مثلاً با دیدن عقاب به عقوبت و هدهد به هدایت پی می برده اند.
در اسلام و در حدیث آمده است که پیامبر گرامی اسلام (ص)، فال نیکو زدن را توصیه می فرمودند و طیره را مکروه دانسته اند، به علت اینکه طیره مایه ناامیدی، بدبینی و بدگمانی بوده و در مقابل، فال نیکو و خوب، نشانه امیدواری و کامروایی در زندگی است. در اسلام استخاره یعنی طلب خیره (بر وزن جیره) به معنای با خدا مشورت کردن و طلب تقدیر خیر کردن رواج داشته است.
مردمایران اقبال بسیار زیادی به دیوان اشعار حافظ نشان داده اند، چرا که حافظ را «لسان الغیب» و حافظ کل قرآن، و از سویی این دفتر شعر را برگرفته از اسرار قرآن و وی را واقف بر گنج های پنهان الهی می دانند.
اما آنچه تعلق به عموم مردم دارد چه جشن ها چه کتاب هایی که در فرهنگ ما عمومی است و ریز، درشت، خرد، کلان، بزرگ و کوچک به آن ارادت دارند همانند حافظ و دیوان وی به اندازه تنوع اندیشه ها و احوال و گونه گونی و رنگارنگی، از تنوع و تکثر برخوردار است.
البته برخی با حافظ فال می گیرند که این مهم خواسته بسیاری از بزرگان هم هست، اما اینکه این تفکر صورت های صحیح تری داشته باشد، چنین چیزی وجود ندارد اما نحوه تفال بر دیوان حافظ امری در عهده و اختیار مردم است.
فردی می گوید غزل سمت راست را می خوانم و فردی دیگر غزل سمت چپ را، برخی در هنگام تفال خواجه را صلا زده و او را به نامی می خوانند و برخی قسم می دهندش به شاخ نباتی که حافظ دلشده او بوده؛ حتی برخی سوره ای از قرآن خوانده و حافظ را می گشایند؛ هر یک از این رسوم با تنوع و رنگارنگی که دارد در شکل خود صحیح و درست است چرا که از آن مردم است؛ آنچه از آن مردم باشد به اندازه و تنوع مردم هست و کسی نه می تواند تعیین کرده و حدودی برای آن قائل شود و نه می تواند بگوید چه بوده؛ یعنی در زمینه های مردم شناسی، هر آداب و آئینی، حتی با فال هر برخوردی می شود و چیز درست تری وجود ندارد، اما مسلما آنچه مردم می خواهند صحیح تر است.
«دیوان حافظ» تنها کتابی است که بعد از قرآن در خانه هر ایرانی یافت می شود و فال گرفتن با اشعار «لسان الغیب» یکی از رسوم ایرانی است که در مناسبت های مختلف انجام می شود اما آیا حافظ از آینده خبر می دهد؟
اینکه مرید در پی مرادش در دیوان حافظ باشد فال گیرنده را امیدوار به آینده اش می کند، حال آنکه سفر کرده داشته باشد یا در انتظار نزول خبر؛ هر آنچه باشد نوید در پی دارد. گونه گونی فرهنگ ها، افکار و مشکلات هر فرد را حتی با واژه ای امیدوار می کند و اینکه در دیوان خواجه از ناامیدی هیچ خبری نیست و بهار همیشه نویدبخش روزهای خوش در آینده است.
منبع: خبرگزاری فارس
برچسب:
نویسنده: سجاد خودمونی